پنج گزاره از پدر IoT

پنج گزاره از پدر IoT

پنج گزاره از پدر IoT

 

 

Kevin Ashton ملقب به پدر اینترنت اشیاء در سال 1999 عبارت “Internet of Things” را به‌عنوان تیتر یکی از ارایه‌های خود استفاده کرد و به‌طور ناخواسته اين اصطلاح را  خلق کرد. وي زماني که در شرکت Procter & Gamble کار مي­‌کرد به اين فکر افتاد که از تراشه­‌هاي RFID کالاهاي مصرفي براي پيگيري خودکار ميزان موجودي انبار در فروشگاه‌­ها استفاده کند. اظهارات جدید وی درزمینهٔ IoT طی مصاحبه‌ای در 4 نوامبر، 2015 در 5 گزاره منتشر گردید که شرح آن در ادامه آمده است.

1. IoT برنامه­‌اي براي توستر شما نيست

اين يک باور اشتباه است که فکر کنيد IoT توستري است که با يخچال حرف مي­‌زند يا  برنامه‌­اي است که حرف مي­‌زند و به شما مي­‌گويد که توست آماده است.

درواقع دليل اين سوءبرداشت توسط افراد می‌تواند مسئله جالبی باشد. مردم واقعاً به اين طرز فکر خو گرفته­‌اند که کامپيوترها اشيايي هستند که با انسان‌­ها تعامل مي‌­کنند. ممکن است شما به کامپيوتر حرفي بزنيد و آن نيز در عوض چيزي به شما بگويد.

اين نوع طرز فکر در مورد کامپيوتر به اوايل قرن بيستم برمی‌گردد. IoT درواقع نوعی فناوري اطلاعات است که خودش می­‌تواند اطلاعاتش را جمع­‌آوری نمايد.

تفاوت در اين است، (الف) "آخ، يخچالم خالی است"، (ب) يخچالم به من می­‌گويد، "من خالی هستم"، و سيستمي که همه‌چیز را مشاهده می‌کند و بر اساس آن مشاهدات عمل می‌­کند و براي دستيابی به آن اطلاعات، شمارا به دردسر نمی‌اندازد.

2. فناوری IoT در خصوص اتصال ديتا است ...

مدت­هاست که از حسگرهای متصل به کامپيوتر در کسب‌­و­کارهای متعدد –صنايع سنگين و توليد- استفاده می‌­شود. اين فناوری در دوره گذار قرار دارد و از تصور حاضر که فناوری IoT يعنی دستگاهی مانند يک روبات صنعتی – که برخي موارد را می‌­فهميد، اما اطلاعات را به اشتراک نمی‌­گذاشت –، به رويکردی اینترنت گونه تغيير می‌­کند که اطلاعاتی که از سنسورها دريافت می‌­شود، تا حدی استاندارد است.

اطلاعات در شبکه‌­ای جريان دارد که ما به‌عنوان يک محل مرکزی از آن متصور هستيم، اما اين محل درواقع يک ابر است. احتمال دارد برخی اطلاعات روي سروری در يک کشور باشد، برخي اطلاعات ديگر روی سروری در کشوری ديگر باشد و سپس نرم‌­افزارهایی در کشور سوم وجود داشته باشد که اطلاعات را ارزيابي می‌­کنند و برخي تصميمات را اتخاذ می‌کنند.

اکنون اينترنت و ابر را داريم، هميشه می‌توانيم از اين محل­‌های دور جريان ديتا داشته باشيم و در يک مکان به‌طور مفهومی به آن بنگريم.

3. ... و در خصوص در اختيار داشتن ديتای بهنگام

تحول ديگری که در اين گذار مشاهده می‌­کنيم، تغيير اين طرز فکر است که ديتا در نرم‌افزارهای صفحه گسترده (مانند اکسل) وجود دارد.

الگوی ديتای تجاری سنتی در قرن بيستم، داشتن سيستم پایگاه داده بود. اين سيستم، نرم‌­افزار SAP[1] يا سيستمی مشابه آن است. اين سيستم نوعاً گزارش‌هایی را به شکل صفحه گسترده منتشر می‌کند، يا من آن‌ها را به شکل صفحه گسترده استخراج می‌کنم و سپس آن­را در پاورپوينت به شکل نمودار دايره­اي نشان می‌دهم و سعي مي­‌کنيم بر اساس آن تصميم­‌گيري کنيم.

اين روش درواقع، رويکردی وحشتناک در پردازش اطلاعات است و فقط براي پردازش اطلاعات بسيار جزئی کاربرد دارد.

ما در حال گذر از اين نوع رويکرد تحليلی هستيم که مبتني بر صفحه گسترده است و به رويکرد تحليلی خودکار تغيير روش می‌­دهيم که به نيروي محاسبه بسيار بيشتری نياز دارد (چراکه با حجم بزرگی از دیتا مواجه هستیم که دیگر با مدل‌های سنتی آن را پردازش کرد). اين رويکرد به اطلاعاتی نياز دارد که به‌طورکلی در دسترس باشد، به‌عبارت‌دیگر به نحوی در دسترس تمام سيستم­‌های مجاز قرار گيرد که سيستم موردنظر بتواند دیتای آن­را فراخوان و پردازش کند. 

4. اما استانداردها اهميتی ندارند

استانداردها الگوی قرن بيستم هستند. من عموماً از افراد مسن­‌تر مي‌­شنوم که با پيروي از ISO زندگي خوبي داشته­‌اند، استاندارد چيست؟ استانداردي وجود ندارد. موفقيت IoT مستلزم وجود استانداردها نيست.

واقعيت اين است که ما در عصر بعد از گوگل زندگي می‌­کنيم که اگر به‌اندازه کافي الگوريتم هوشمند داشته باشيم، ديگر به استانداردها نياز نداريم. شما می‌­توانيد ديتا را مشاهده کنيد و آن را به‌صورت هوشمند و پویا خوشه‌بندی کنید، بر اساس نحوه پاسخگويی افراد به نتايج، يک حلقه بازخورد تشکيل داده و به‌طور خودکار الگوريتم پردازشی خود را توسعه دهيد. درنهایت دنيايي خواهيد داشت که واقعاً به استانداردها نياز ندارد زيرا این الگوريتم‌­ها می‌فهمند که چگونه از منابع پراکنده و آشوب گونه دیتا داد‌گان موردنیاز را استخراج و پردازش کنند.

افراد به‌جای اينکه براي کار کردن Google به دنبال استانداردسازي باشند، سعي مي‌کنند اين موضوع را دريابند که Google چگونه کار کند تا نتايج بهتري از آن حاصل شود – که بسيار کارآمدتر از هماهنگي با استانداردهاست. شما با یک موضوعی مثل يک الگوريتم Google يا Facebook مواجه هستید که در هر ساعت (بر اساس دانش دریافتی از منابع جدید دیتا) درحال‌توسعه و تکامل است. اين الگوريتم، استاندارد جديد است.

5. نگران نباشيد، ما با پديده­اي غيرعادي مواجه نيستيم

صادقانه بگوييم، ما در ابتدا از ساخت دستگاه­‌هاي مصنوعي می‌ترسيم زيرا نگرانيم رفتاري را که با دیگران انجام داده‌­ايم، آن‌ها با ما بکنند: "هي، من از تو باهوش­‌تر هستم. می‌خواهم تو را ببلعم." اين مسأله در حقيقت نوع ذهنيت ما بوده است، و  نگران بوديم که شخص ديگري اين رفتار را با ما انجام دهد. آيا اين حرف درست است؟

درواقع این ربات­‌هاي هوشمند فیلم‌های هاليوودي را که وارد زندگي مي‌­شوند و جهان را در برمی‌گیرند با واقعیت مطابقت ندارد، چراکه رفتار این ربات‌های تخیلی نیازمند این است که آن‌ها توانایی هدف‌گذاری و طراحی تئوری و مانند آن را داشته باشند. ما هیچ‌یک از علوم پایه‌ای لازم براي ساخت ماشيني که هدف‌گذاري کند و رفتار آگاهانه مبتني بر تفکر را داشته باشد، نداريم.

فناوري IoT به افزایش رفاه در زندگی مردم کمک مي‌­کند و اين همان کاري است که فناوري انجام مي­‌دهد.

منبع: www.diginomica.com

 



[1] Systems, Applications & Products in Data Processing


منبع :

تاریخ درج:1394/09/07

بازگشت

فرم ارسال نظر

* نام و نام خانوادگی:
* پست الکترونیک:
* نظر:
 

نظرات کاربران

رکوردی جهت نمایش وجود ندارد.